اختناق سپید؛ نقد و نوآوری و گفتمان مجدد
22 بازدید
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : زمانه ) فروردین و اردیبهشت 1382 - شماره 7 و 8 )(11 صفحه - از 3 تا 13)
تعداد شرکت کننده : 0

تقابل یا تعامل میان سنت و مدرنیسم دغدغه انسان معاصر است؛ افراط و تفریط در قبال هر یک از آن دو قرن‏هاست که معرکه نزاع‏ها و جدال‏های بی‏حاصل گشته و در میان ماندن در مرداب تحجر و جمود و درافتادن در گرداب تجدد و انقطاع، راه سومی است که باید صراط مستقیمش نامید، مانداب عفن «سنت‏گرایی و جمود» از یک سو و گرداب سهمگین «مدرنیسم سیال و بی‏بنیاد» از سوی دیگر، سیر تکامل علمی و عملی انسان‏ها را دچار هزار گونه بطالت و مرارت نموده و می‏رود تا آمال بلند فرهیختگان تاریخ را هر چه بیشتر از دسترس تحقق و واقعیت دور کند.

با وجود شکوفا نمایی علم و معرفت، تولید دانش و اندیشه در چرخه حوادث روزگار، هماره رو به زوال و انزوا دارد و و در زمان و زمین ما نیز نگرش‏ها و گرایش‏های سیاست‏زده تنگ‏نظری‏ها و تندروی‏ها آن را به کُنج و گوشه می‏رانند، اما باید دانست که این مهم برای پدیده بزرگ انقلاب اسلامی در حکم ریشه و جانمایه است و براساس «الحکمة ضالة المومن» باید گفت که ایجاد جریان فراگیر مولّد فکر و اندیشه گمشده اصلی انقلاب اسلامی و ملت بزرگ ایران است.

دل زمانه از اهمال و احالت به تنگ آمده بود که پاسخ «فرزانه رهبر انقلاب اسلامی» به جمعی از دانش‏آموختگان و فضلای کشورمان، نوید بسط و انشراح داد، روح امیدی در کالبد نخبگان دمید و مشتاقان مدینة‏العلم انقلاب اسلامی را مشعوف کرد. پاسخی سرشار از بلاغت و فصاحت و آکنده از رمزها و رازهای دانشی و ارزشی که می‏تواند منشور یک جنبش اصیل و فراگیر علمی ـــ فرهنگی قلمداد شود. به دنبال گفت‏وگو و نشست و برخاست با شخصی بودیم که این شعف و انشراح را برایمان بر سبیل حکمت و بینش و دانایی، بازبینی و توصیف کند و به احساس غرورانگیز و نشاط بخش ما، عمق عقلانی و وسعت بینایی ببخشد. از قضا آب در کوزه بود و...، به سراغ استاد علی‏اکبر رشاد آمدیم که خود از پیشگامان نواندیشی در عرصه دین‏پژوهی معاصر است.

بی‏هیچ‏گونه تکلف و تصنعی و با صفا و صمیمیت پذیرایمان شد و قریب سه ساعت از یک روز آفتابی رو به پنجره بهار را در سایه بحث‏های جاندار حِکمی و معرفتی گذراندیم. پس از بحث و گفت‏وگوهای نسبتا طولانی که حس اشتیاق علمی و تاریخی‏مان قدری فرو نشست، تازه شرح حال استاد و احوال پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی را جویا شدیم که با تواضعی عبرت‏آموز در نهایت اختصار و پیراستگی جواب‏های دلنشین و کوتاهی شنیدیم.

استاد در هنگامه تقارن بهار طبیعت و شریعت (رمضان 1377 ق/ اردیبهشت 1335ش) چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و مقدماتی را در تهران و مراحل عالی فقه و فلسفه اسلامی را نزد استادان برجسته حوزه‏های تهران و قم سپری کرد و هم‏اکنون سال‏هاست که به تحقیق و تدریس در فلسفه و کلام، فقه و اندیشه سیاسی مشغول است.

ایشان ریاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ریاست انجمن دوستی ایران و یونان، سرپرستی دانشنامه امام علی(ع)، و مسوولیت سه فصلنامه پژوهشی تحت عنوان‏های «قبسات» در زمینه دین‏پژوهی، «ذهن» در زمینه معرفت‏شناسی و «اقتصاد اسلامی» را به عهده دارند.

در این میان بنیانگذاری و مسوولیت «پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی» که در زمینه‏های متنوعی چون: فلسفه، معرفت‏شناسی، اخلاق و عرفان، قرآن‏پژوهی، کلام، دین‏پژوهی، حقوق، سیاست، اقتصاد، غرب‏شناسی، انقلاب اسلامی، ادبیات، اندیشه و تاریخ و تمدن با رویکردی نو فعالیت دارد، از جمله اقدام‏های ارزنده و ثمربخش استاد است که در جریان نهضت علمی ـــ فرهنگی نوین امروز جایگاه ممتازی دارد.

از استاد علی‏اکبر رشاد آثار علمی ـ ادبی زیر به چاپ رسیده است:

1ـ میخانه عشق (شرح غزل عرفانی «چشم بیمار» حضرت امام خمینی(ره))

2ـ دیوان اشعار امام خمینی(ره) (مقدمه، تعلیقات و ملحقات)

3ـ گزیده غزل‏های حکیم فیاض لاهیجی

4ـ دیوان اشعار (تحت عنوان قبسات)

5ـ گزیده سرودها (از سلسه گزیده ادبیات معاصر)

6ـ شهود و شیدایی (مقالات و گفتارهایی در باب مباحث حکمی و نظری هنر)

7ـ شور اشراق (مقالات ادبی هنری)

8ـ تحقیق و تصحیح «علم النفس اسفار» صدر متالهین شیرازی

9ـ دمکراسی قدسی (مجموعه مقالات فلسفه و اندیشه سیاسی)

همچنین «مجموعه مقالات دین‏پژوهی» و «مجموعه مقالات فلسفی و معرفت‏شناسی» از جمله آثار در دست انتشار اوست.

استاد به‏منظور شرکت و سخنرانی در مجامع فرهنگی ـــ علمی کشورهایی چون آلمان، فرانسه، امریکا، اتریش، اسپانیا، انگلستان، یونان، ایتالیا، سوئیس، پاکستان، ترکیه، قبرس، الجزایر، سریلانکا، هند، واتیکان، سوریه، لبنان و عربستان حضور یافته است. اینک متن مصاحبه با ایشان را تقدیم شما عزیزان می‏کنیم.

ضمن تشکر از جناب‏عالی به‏خاطر وقتی که به ماهنامه زمانه اختصاص دادید، به‏عنوان اولین سوال بفرمایید ویژگی‏ها و شاخصه‏های یک نهضت علمی چیست؟

نهضت علمی دارای دو رکن عمده است: «نقد» و «نوآوری». نقد بدون نوآوری منفی‏بافی است و نوآوری بدون نقد، تکاپویی است در معرض زوال و انزوا؛ زیرا فکر نو بدون بازگویی نواقص و نقایص فکر کهن، زمینه پذیرش پیدا نمی‏کند و چه بسا با مزاحمت اندیشه‏های مندرس، دچار وقفه و زوال می‏شود.

نقد و نوآوری با مجموعه‏ای از لوازم و مختصاتش باید اتفاق بیفتد. شجاعت مهاجمانه و مواجهه فعال با افکار و آرا و آثار رقیبان علمی فکری، اول شرط نقد سازنده است؛ همچنین نقد باید از پایگاه علمی فکری مشخص و تعریف شده و شفافی صورت بندد؛ یعنی نقاد می‏بایست با مبانی مشخص و از پایگاه فکری معینی به ارزیابی و رد و قبول فکر مقابل بپرازد. ویژگی سوم یک نقد فعال و سازنده، التزام به ادب نقد است و از جمله آداب نقد رعایت انصاف است. منفی‏بافی،

برخورد شعاری، انفعالی، آوازه‏گری، مواجهه حربه‏انگارانه با اندیشه رقیب، و یا پریشان‏گویی و آنارشیسم، افراط و تفریط در نقد از جمله آسیب‏هایی است که می‏تواند یک نقد فعال سازنده را به یک برخورد انتقادی غیرسازنده تبدیل کند.

نوآوری نیز که بال دیگر نهضت علمی است، می‏باید از مختصات و ویژگی‏های مشخصی برخوردار باشد. نوآوری، مراتب و وجوه گوناگونی دارد: از نازل‏ترین مراتب آن مانند برگزیدن زبانی تازه برای بازگویی یک سخن کهن، انتخاب نثری جدید برای بازنوشت یک فکر، ارائه یک اندیشه مطرح با ساختاری نو، تا طرح یک نکته بی‏پیشینه، پیرامون یک مطلب، و پرداختن به موضوعاتی جدید تا ارائه آرای جدید دیگران، همه و همه نوعی نوآوری است، ولی نوآوری و ابداعی که رکن نهضت علمی محسوب می‏شود مراتب عالی نوآوری، است که از جمله آنهاست نظریه‏پردازی به معنای دقیق و درست کلمه، طراحی و تاسیس دانش و یا دانش‏های جدید و بالاتر و کاراتر از همه، تاسیس یک دستگاه معرفتی است؛ مصداق حقیقی نوآوری اینهاست. آنچه در یک نهضت علمی کارساز است این است که بنیادهای معرفت و حکمت مورد بازنگری و دگرگونی قرار بگیرد و بدین‏سان مرزهای معرفت گسترش پیدا کند. البته این نباید به قیمت انقطاع تاریخی و علمی تمام شود. مواریث و ذخائر بازمانده از پیشینیان نیز باید مورد نقادی و بازپژوهی قرار بگیرد، و با ارزیابی و شناخت سره از ناسره، عناصر زنده و حیاتی و ارزشمند معارف بازمانده از سلف، اصطیاد و حفظ شود. نقد لزوما به‏معنای نفی هرآنچه هست و نوآوری به‏معنای طرد و ترک هرآنچه از گذشتگان بازمانده است، نیست. اصولا بخشی از نوآوری این است که داشته‏ها و ذخائر علمی پیشینیان را بازنگری کنیم و دیگر بار به زبان زمان عرضه کنیم و یا با یافته‏های جدید تلفیق و از آنها در جای خود، بهره‏برداری کنیم.

شاید بزرگترین خطر و آفت و آسیبی که ممکن است در جریان کار نقد و نوآوری متوجه یک حرکت علمی شود، افراط در نقد و تفریط در حق معارف پیشین و در نتیجه انقطاع تاریخی است که عملاً رفته‏رفته نقد و نوآوری را به ضد خودش بدل کند.

نهضت علمی یک پدیده خودجوش است یا یک حرکت سازمان‏یافته و هدایت شونده؟ مشاهده می‏کنیم که نهضت‏های علمی با ظهور یک شخصیت بزرگ یا یک تحول اجتماعی و... شکل می‏گیرند و رشد پیدا می‏کنند. آیا ایجاد نهضت علمی به نحو ارادی و تدبیر شده است یا باید منتظر ظهور فرد یا افرادی خاص یا یک واقعه اجتماعی باشیم؟

نهضت علمی چندان قابل تحدید به حدود نیست و ما نمی‏توانیم تمام مختصات خورد آن را تعیین و ارائه بدهیم، زیرا تحول و جنبش علمی فکری انواع متکثری دارد و هر نوع می‏تواند تحت تاثیر عوامل شناخته و ناشناخته بی‏شماری رخ دهد و از ضرب انواع بی‏شمار نوآوری بر عوامل موثر متکثر آن، عدد بسیار شگفت‏آوری به دست می‏آید، از این رو نمی‏توان چندان درباره شاخصه‏ها و پایه‏ها نهضت تبیین مشخص و قاطعی ارائه کرد، به همین جهت بود که من هم با اشاره تنها به دو رکن نقد و نوآوری تعریف بسیار عام و کلی از ویژگی‏های اساسی انقلاب علمی فکری سخن گفتم، اصولاً نهضت قالب‏بردار نیست، در ذات نهضت، شالوده‏شکنی نهفته است، به همین دلیل نظریه‏های مختلفی که در فلسفه علم، درخصوص ساز کار و فرایند تحول علم داده‏اند همه دچار مشکل شده است و ... ادامه در لینک

آدرس اینترنتی