اختناق سپید، نقد و نوآوری و گفتمان مجدد
18 بازدید
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : بازتاب اندیشه ) اردیبهشت 1382 - شماره 37 )(11 صفحه - از 26 تا 36)
تعداد شرکت کننده : 0

زمانه، ش 7 و 8

چکیده: در این گفت‏وگو نهضت علمى داراى دو ویژگى «نقد» و «نوآورى» معرفى شده است. همچنین با نگاهى تاریخى به نهضت‏هاى علمى صد ساله اخیر و آفات آنها، اختناق سپید به عنوان یک مانع بزرگ بر سر راه جریان مجدد، به عنوان حامل جنبش علمى جدید، معرفى گردیده است.

ویژگى‏ها و شاخصه‏هاى یک نهضت علمى چیست؟

نهضت علمى داراى دو رکن عمده است: نقد و نوآورى. نقد بدون نوآورى، منفى‏بافى است و نوآورى بدون نقد، تکاپویى است در معرض زوال و انزوا؛ زیرا فکر نو بدون بازگویى نواقص و نقایص فکر کهن، زمینه پذیرش پیدا نمى‏کند و چه بسا با مزاحمت اندیشه‏هاى مندرس، دچار وقفه و زوال مى‏شود.

نقد و نوآورى با مجموعه‏اى از لوازم و مختصاتش باید اتفاق بیفتد. شجاعت مهاجمانه و

مواجهه فعال با افکار و آراء و آثار رقیبان علمى فکرى، شرط نخست نقد سازنده است. همچنین نقد باید از پایگاه علمى و فکرى مشخص، تعریف شده و شفافى صورت گیرد؛ یعنى نقاد مى‏بایست با مبانى مشخص و از پایگاه فکرى معینى به ارزیابى و رد و قبول فکر مقابل بپردازد. ویژگى سوم یک نقد فعال و سازنده، التزام به ادب نقد است و از جمله آداب نقد رعایت انصاف است. منفى‏بافى، برخورد شعارى، انفعالى، آوازه‏گرى، مواجهه حربه‏انگارانه با اندیشه رقیب، و یا پریشان‏گویى، آنارشیسم و افراط و تفریط، از جمله آسیب‏هایى است که مى‏تواند یک نقد فعال سازنده را به یک برخورد انتقادى غیرسازنده تبدیل کند.

نوآورى نیز که بال دیگر نهضت علمى است، باید از مختصات و ویژگى‏هاى مشخصى برخوردار باشد. نوآورى، مراتب و وجوه گوناگونى دارد.

نوآورى و ابداعى که رکن نهضت علمى محسوب مى‏شود، مراتب عالى نوآورى است. مصداق حقیقى نوآورى، نظریه‏پردازى به معناى دقیق و درست کلمه، طراحى و تأسیس دانش و یا دانش‏هاى جدید و بالاتر و کارآتر از همه، تأسیس یک دستگاه معرفتى است. آنچه در یک نهضت علمى کارساز است، این است که بنیادهاى معرفت و حکمت مورد بازنگرى و دگرگونى قرار بگیرد و بدین سان مرزهاى معرفت گسترش پیدا کند.البته این نباید به قیمت انقطاع تاریخى و علمى تمام شود.

اصولاً بخشى از نوآورى این است که داشته‏ها و ذخائر علمى پیشینیان را بازنگرى کنیم و دیگر بار به زبان زمان عرضه کنیم و یا با یافته‏هاى جدید تلفیق و از آنها در جاى خود، بهره‏بردارى کنیم.

نهضت علمى پدیده‏اى خودجوش است یا حرکتى سازمان یافته و هدایت شونده؟

نهضت علمى چندان قابل تحدید به حدود نیست و ما نمى‏توانیم تمام مختصات آن را تعیین و ارائه بدهیم؛ زیرا تحول و جنبش علمى فکرى انواع گوناگونى دارد و هر نوع مى‏تواند تحت تأثیر عوامل شناخته و ناشناخته بى‏شمارى رخ دهد و از ضرب انواع بى‏شمار نوآورى بر عوامل موثر متکثر آن، عدد بسیار شگفت‏آورى به دست مى‏آید، ازاین‏رو نمى‏توان چندان درباره شاخصه‏ها و پایه‏هاى نهضت تبیین مشخص و قاطعى ارائه کرد. به همین جهت بود که من هم تنها با اشاره به دو رکن نقد و نوآورى، تعریف بسیار عام و کلى‏اى از ویژگى‏هاى اساسى انقلاب علمى ـ فکرى بیان کردم. مسلم این است که یک جنبش علمى

بر دو رکن نقد و نوآورى مبتنى است.

نمى‏خواهم به طور کلى و على‏الاطلاق، منکر امکان هدایت و تأثیرگذارى بر یک جنبش علمى شوم، ولى آنچنان نیست که یک حرکت علمى به صورت فرمایشى و از پیش تنظیم شده اتفاق بیفتد.

از شاخص‏هاى دیگر یک جنبش و نهضت علمى، فراگیر شدن آن است.

آیا در صد ساله اخیر، نهضت و جنبش علمى ـ فکرى مشخصى سراغ دارید که جایگاه ویژه‏اى در تاریخ معاصر پیدا کرده باشد؟

طى سده اخیر، جنبش‏هاى فکرى با گرایش‏هاى نسبتا متنوع و متفاوتى در دنیاى اسلام اتفاق افتاده است، اما جنبش علمى به معناى دقیق آن کمتر امکان وقوع یافته است. اتفاقاتى که طى حدود صد سال اخیر در ایران، مصر، شبه قاره و عراق رخ داده بیشتر داراى ماهیت سیاسى ـ فکرى بوده‏اند تا علمى ـ فکرى.

با هجرت مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائرى به قم و بازتأسیس حوزه علمیه قم مقطعى جدید در تاریخ علم و مطالعات دینى، اجتهاد و نظام آموزشى دینى و حوزوى آغاز شد. او خود در ردیف مجتهدان و فقیهان نام‏آور و برجسته تاریخ شیعه بود و هرچند ممکن است مطالب ابداعى فوق‏العاده‏اى از شخص ایشان در دست نباشد، اما شاگردانى پرورش داد که بارزترین آنها حضرت امام خمینى رحمه‏الله است.

ایشان در حوزه فقه و اندیشه سیاسى و یا شاید بتوان گفت فقه و اندیشه‏هاى اجتماعى، على‏الاطلاق به نقد و نوآورى پرداختند. با ورود علامه طباطبایى به قم در زمینه فلسفه و تفسیر نیز نوآورى‏هاى رخ داد و با پیوند خوردن تلاش‏ها و تعالیم این دو بزرگوار، جنبش و تحرکى ایجاد شد و شاگردان مشترک آنها، از جمله مرحوم استاد مطهرى (که کارهاى جدیدى در حوزه کلام و تا حدى فلسفه آغاز کرد) فعالیت‏هایى کردند که مکمل حرکت آنها بود و در مجموع استعداد و توان یک دوره علمى تازه فراهم آمد.

حرکت امام رحمه‏الله یک جنبش سیاسى ـ اجتماعى قلمداد مى‏شود، اما شما براى امام جایگاه بارزى در نهضت علمى معاصر ایران ترسیم کردید. با توجه به ویژگى‏هایى که شما از یک جنبش علمى ارائه کردید، آیا مى‏توان گفت که امام رحمه‏الله یک جنبش علمى گسترده‏اى ایجاد کردند؟ البته ایشان با طرح و بسط نظریه ولایت فقیه، اندیشه سیاسى جدیدى را پایه‏ریزى کردند که مى‏توان آن را از مصادیق جنبش علمى یا دست‏کم به عنوان نهضت در یک حوزه خاص علمى قلمداد کرد.

من از مجموع حرکت‏هاى فکرى ابداعى ایران معاصر روى هم رفته یک جنبش علمى تعبیر مى‏کنم؛ مرحوم علامه طباطبایى موفق شد در فلسفه و فهم قرآن مکتب جدیدى تأسیس کند که ما از فلسفه او به مکتب نوصدرایى تعبیر مى‏کنیم و کارکردش شکست مارکسیسم بود؛ یعنى با حرکت او و شاگردانش، ماتریالیسم دیالکتیک به لحاظ نظرى در ایران شکست خورد. در تفسیر هم، المیزان نقطه عطفى در تفسیرنگارى شد، در علم کلام استاد شهید مطهرى بنیان‏گذار کلام جدید ایرانى ـ شیعى شد و عملاً یورش پروتستان لیبرال وارداتى با آنچه که ایشان شروع کرد و فضلاى جوان دیگرى امروز پى مى‏گیرند، زمین‏گیر شده است.

حضرت امام رحمه‏الله در حوزه فقه، مخصوصا فقه سیاسى و فقه اجتماعى نیز حرکت جدیدى را آغاز کردند. با احیا و بسط و تبیین و تشریح نظریه ولایت فقیه، عملاً فقه سیاسى اجتماعى جدیدى تأسیس شد. هر چند ایشان نتوانستند به خاطر اشتغالات سیاسى چندان کار علمى گسترده‏اى انجام دهند، اما یک تحول علمى را پى‏ریزى کرده و عملاً نقش مؤسس را ایفا کردند. در قلمرو معرفت‏شناسى و منطق معرفت و منطق فهم دین نیز طى دهه اخیر خوشبختانه در شرف یک تحول و در معرض یک سلسله نوآورى‏هایى هستیم که امید مى‏رود در یک فاصله زمانى کوتاهى در این بخش، اتفاقات جدیدى بیفتد. مجموع این اجزاء، نقد و نوآورى‏هایى که تا کنون در حوزه‏هاى فلسفه، فلسفه دین، کلام، تفسیر فقه و اندیشه‏هاى سیاسى اجتماعى و منطق معرفت رخ داده است، مى‏تواند سرآغاز یک جنبش علمى قلمداد شود.

بر اساس نظر جناب‏عالى ما الان در بستر یک جنبش علمى زنده و فعال قرار داریم که توسط حضرت امام رحمه‏الله و مرحوم علامه طباطبایى رحمه‏الله و شهید استاد مطهرى بنیان‏گذارى شده و از سوى شاگردانشان ادامه دارد. با توجه به اینکه در حال حاضر بسیارى از اهل فکر به این نتیجه رسیده‏اند که باید یک جنبش علمى و فکرى بزرگ ایجاد شود، آیا باید گفت که آن جنبش دچار رکود و بى‏رونقى یا آفت شده و یا برعکس جنبشى زنده است و دچار هیچ رکود و افولى نیز نیست، اما از سویى شناخته شده نیست و از سوى دیگر انتظارات و نیازهاى جدیدى به وجود آمده که این جنبش را در مقابل یک بازبینى و بازسازى قرار داده است؟

آنچه عرض شد از حدود دهه بیست در ایران شروع شد و همواره از یک سلسله آفات رنج برده و همچنان این آفات رو به تزاید است. اولین آفتى که این جنبش علمى ـ فکرى با آن ... ادامه در لینک

آدرس اینترنتی