موانع نقد و نوآوری، راهکارهای تولید اندیشه
18 بازدید
نحوه تهیه : گروهی
محل انتشار : کتاب نقد ) بهار و تابستان 1382 - شماره 26 و 27 )(20 صفحه - از 247 تا 266)
تعداد شرکت کننده : 0

آن‌چه‌ از منظر خوانندگان‌ می‌گذرد مفاد جلسه‌ی‌ بحث‌ و گفت‌وگو درباره‌ی‌ پاسخی‌ است‌ که‌ مقام‌ معظم‌ رهبری‌ در بهمن‌ ماه‌ سال‌ 81 به‌ نامه‌ی‌ جمعی‌ از دانش‌ آموختگان‌ حوزه‌ی‌ علمیه‌ داده‌اند که‌ با حضور استادان‌ و دانشوران‌ گرامی، دکتر حداد عادل‌ --- رییس‌ فرهنگستان‌ زبان‌ و ادب‌ فارسی‌ و عضو شورای‌ عالی‌ انقلاب‌ فرهنگی‌ --- دکترجواد لاریجانی‌ --- رییس‌ مرکز تحقیقات‌ فیزیک‌ نظری‌ و ریاضیات‌ حجت‌الاسلام‌والمسلمین‌ علی‌اکبر رشاد --- رییس‌ پژوهشگاه‌ فرهنگ‌ و اندیشه‌ اسلامی‌ و عضو شورای‌ عالی‌ انقلاب‌ فرهنگی‌ ---- حجت‌الاسلام‌والمسلمین‌محسن‌قمی‌ --- رییس‌ نهاد مقام‌ معظم‌ رهبری‌ در دانشگاه‌ها و عضو شورای‌ عالی‌ انقلاب‌ فرهنگی‌ ---- تشکیل‌ شده‌ است. در ضمن، جهت‌ اشراف‌ بیشتر خوانندگان‌ عزیز بر این‌ گفتگو، بر آن‌ آمدیم، متن‌ نامه‌ و پاسخ‌ مقام‌ معظم‌ رهبری‌ را در ابتدای‌ این‌ میزگرد بیاوریم.

محضر رهبر معظم‌ انقلاب‌ اسلامی‌ حضرت‌ آیت‌ الله‌ خامنه‌ای‌ ادام‌ الله‌ توفیقاته‌

با عرض‌ سلام‌ و ادب‌

سخنان‌ مکرر حضرتعالی‌ و به‌ ویژه‌ بیانات‌ ارزشمند شما در دیدار اعضای‌ محترم‌ انجمن‌ قلم‌ مورخه‌ 8/11/81 در تشویق‌ به‌ نهضت‌ علمی‌ و آزاداندیشی، یک‌ فراخوان‌ تاریخی‌ است‌ که‌ اگر به‌ درستی‌ از سوی‌ نخبگان‌ و متصدیان‌ فرهنگ‌ کشور، درک‌ و تعقیب‌ گردد، نقطه‌ عطفی‌ در حیات‌ انقلاب‌ بوده‌ و اگر بی‌ پاسخ‌ بماند، علامت‌ سوال‌ و تعجب‌ بر رفتار همگان‌ است.

امام‌ راحل‌ (قده)، بارها از ضرورت‌ تحول‌ هدایت‌ شده‌ در حوزه‌ و دانشگاه، سخن‌ گفتند، مصلحانی‌ چون‌ شهید مطهری‌ و شهید بهشتی‌ نیز دراین‌ راه‌ سرمایه‌ گذاری‌ کردند و شخص‌ حضرتعالی‌ از سال‌های‌

پیش‌ از انقلاب‌ تا هم‌ اکنون، بارها و بارها تحول‌ حساب‌ شده‌ در حوزه، اجتهاد دینی‌ و نواندیشی‌ علمی، جنبش‌ نرم‌افزاری‌ برای‌ تولید انبوه‌ علم‌ در حوزه‌ و دانشگاه‌ را جزء آرمان‌های‌ اصلی‌ انقلاب‌ دانسته‌اید و بارها به‌ آزاداندیشی‌ توام‌ با انضباط‌ و گفت‌ و گوی‌ توام‌ با اخلاق، دعوت‌ کرده‌اید.

اینک‌ دهه‌ی‌ سوم‌ از یک‌ انقلاب‌ پیروز و یک‌ حکومت‌ جدید را تجربه‌ می‌کنیم‌ که‌ علی‌رغم‌ همه‌ی‌ مدل‌های‌ تحمیلی‌ جهان، متولد شده‌ است. گرچه‌ پیشرفت‌های‌ مهمی‌ در 24 سال‌ گذشته، حادث‌ شده‌ و حوزه‌ و دانشگاه، رشد غیر قابل‌ انکاری‌ داشته‌اند اما روشن‌ است‌ که‌ این‌ مقدار، برای‌ کاری‌ که‌ در پیش‌ است‌ و برای‌ برداشتن‌ موانع‌ بعدی‌ از سر راه‌ نظام‌ سازی‌ و جامعه‌پردازی، هرگز کافی‌ نبوده‌ و این‌ موجودی، در برابر سیل‌ ترجمه‌ وهجوم‌ رسانه‌ای‌ غرب‌ و کَمیت‌ بالای‌ تولید و تبلیغ‌ آن‌ در حوزه‌ی‌ فکر و اخلاق‌ و حقوق‌ وحکومت‌ و در فرهنگ‌ زندگی‌ و خانواده‌ واقتصاد و حتی‌ روش‌ تغذیه‌ و لباس، به‌ قدر کافی، کاری‌ از پیش‌ نخواهد برد و در دراز مدت، برخی‌ دستاورهای‌ پیشین‌ نیز با خطر ارتجاع‌ به‌ فرهنگ‌ وابستگی‌ پیش‌ از انقلاب، مواجه‌ خواهد بود. تنها راه‌ پیش‌ پای‌ ما، ارتقا کمیت‌ و کیفیت‌ در تولید فکر و علم‌ در حوزه‌ و دانشگاه‌ است‌ و تا وقتی‌ که‌ «تولید» بر ترجمه‌ و تکرار، و نیز «اجتهاد» بر تقلید، فزونی‌ نیابد، سیر جوامع‌ اسلامی‌ هم‌ چنان‌ قهقرایی‌ خواهد ماند و امت‌ اسلام‌ و ملت‌ ایران‌ علی‌رغم‌ همه‌ی‌ فداکاری‌ها در صحنه‌ی‌ تمدن، فرودست‌ خواهند بود.

یکی‌ از عوامل‌ اصلی‌ زمینه‌ساز برای‌ تولید «علم‌ و نظریه» و نهضت‌ نرم‌افزاری، همانا سالم‌ سازی‌ گفتگوها و سپس‌ تضمین‌ بقای‌ این‌ فضای‌ سالم‌ و علمی‌ برای‌ مباحثه‌ و گفتگو است‌ زیرا آن‌گاه‌ که‌ تعادل‌ در کار نباشد، جامعه‌ی‌ علمی‌ و فرهنگی‌ مادر نوسان‌ بین‌ «سکوت» و «هرزه‌ گویی» خواهد پژمرد. حوزه‌ و دانشگاه‌ برای‌ رشد به‌ فضایی‌ دور از افراط‌ و تفریط‌ نیازمندند که‌ در آن، از سوءظن‌ و بدبینی‌ و ضیق‌ صدر و از کفرگویی‌ و بی‌ادبی‌ و حریم‌شکنی، خبری‌ نباشد، فضایی‌ باز و اسلامی‌ که‌ در آن‌ نه‌ بمحض‌ شنیدن‌ فکر تازه، به‌ یکدیگر تهمت‌ و افترا بزنیم‌ و نه‌ تحت‌ عنوان‌ «نواندیشی»، مرزهای‌ حقیقت‌ و فضیلت‌ رابرچینیم‌ و ترک‌ اصول‌ کنیم. در این‌ فضا است‌ که‌ تفاوت‌ «اصول‌ گرایی»با «تحجر» و تفاوت‌ «نواندیشی» با «بدعت‌ گذاری»، روشن‌ خواهد شد. جامعه‌ی‌ دینی‌ به‌ «آزادی» بدون‌ هرج‌ و مرج‌ وبه‌ «ارزش‌ باوری» بدون‌ قشری‌ گری، نیاز مبرم‌ دارد و برای‌ مبارزه‌ با افراط‌ و تفریط، بهترین‌ و شاید تنها راه‌ حل، همانا تعریض‌ و تضمین‌ مسیر«تعادل» است. از بزرگانی‌ چون‌ شما که‌ برای‌ آزادی‌ به‌ مثابه‌ی‌ یک‌ ارزش‌ اسلامی، سال‌ها زندان‌ و تبعید را تحمل‌ کرده‌اند، بارها شنیده‌ایم‌ که‌ آزادی، نه‌ تنها دادنی‌ و گرفتنی‌ بلکه‌ آموختنی‌ است. آن‌چه‌ امروز

ضرورت‌ فوری‌ دارد، همین‌ نهادینه‌ کردن‌ آزادی‌های‌ فراهم‌ آمده‌ در جمهوری‌ اسلامی‌ و ترویج‌ ادب‌ استفاده‌ از آن‌ است‌ که‌ باید از راه‌ نهادسازی‌ برای‌ گفتگوهای‌ شفاف‌ و مستدل‌ در همه‌ی‌ قلمروهای‌ علمی‌ و دینی‌ در دانشگاه‌ و حوزه‌ صورت‌ گیرد به‌ نحوی‌ که‌ صریحا تحت‌ الحمایه‌ نظام‌ باشد و فرهنگ‌ «مناظره‌ واجتهاد و تولید نظریه» را حمایت‌ و هدایت‌ و بلکه‌ تشویق‌ کند، بی‌ شک‌ فرهنگ‌ «تولید علم»، یک‌ فرهنگ‌ ریشه‌دار اسلامی‌ است‌ که‌ به‌ جامعه‌ی‌ دینی‌ بالنده‌تر و حکومت‌ دینی‌ پیشروتر خواهد انجامید و روشن‌ است‌ که‌ اگر فضای‌ علمی، نهادینه‌ نشود، ما هرگز تولید نرم‌افزار علمی‌ و دینی‌ به‌ قدر لازم‌ نخواهیم‌ داشت‌ و بدون‌ این‌ نرم‌افزار، تداوم‌ «حکومت‌ دینی» در عصر تراکم‌ نرم‌افزارهای‌ غیر دینی‌ و ضددینی، بسیار مشکل‌ و احیانا صوری‌ خواهد شد. «مناظره‌ و نظریه‌پردازی» در چارچوب‌ محکمات‌ اسلام‌ و با رعایت‌ اخلاق‌ و منطق‌ علمی، یک‌ ارزش‌ دیرینه‌ در فرهنگ‌ اسلام‌ و یک‌ روال‌ جاری‌ در حوزه‌های‌ علمیه‌ بوده‌ است‌ و تاریخ‌ فقه، اصول، کلام، تفسیر و فلسفه‌ و سایر معارف‌ دینی‌ ما اعم‌ از عقلی‌ و نقلی، سرشار از «مناظره‌ و نظریه‌پردازی» است‌ و اصولا مفاخر علمی‌ حوزه، همواره‌ با نقد نظریات‌ دیگران‌ زمینه‌ رشد و شکوفایی‌ یافته‌اند.

گرچه‌ هم‌ اکنون‌ نیز «مناظرات‌ و نظریه‌پردازی»، کمابیش‌ در جامعه‌ی‌ علمی‌ ما جریان‌ دارد اما چون‌ به‌ درستی‌ نهادینه، قانون‌مند و گاه‌ حمایت‌ و هدایت‌ نمی‌شود و جمع‌ بندی‌ دقیقی‌ از آن‌ها صورت‌ نمی‌گیرد و به‌ تجربه‌ی‌ انباشته، تبدیل‌ نمی‌شود عملا کم‌ تاثیر شده‌ و در نتیجه، به‌ تدریج‌ مجتهدان‌ و مولدان‌ و صاحبان‌ خرد و دل‌ به‌ نفع‌ پاچال‌داران، سیاسی‌ کاران‌ و مترجمان‌ و یا متحجران، صحنه‌ را ترک‌ می‌کنند و آن‌گاه‌ فرصت‌ طلبانی‌ که‌ با طرح‌ خام‌ و ناقص‌ مسایل‌ تخصصی‌ در قلمروهای‌ غیر تخصصی‌ و با عدم‌ پاسخگویی‌ و نیز تبدیل‌ فکر و نظریه‌ به‌ ابزار عوام‌ فریبی، عملا فضای‌ علمی‌ و فرهنگ‌ دینی‌ را تحت‌ الشعاع‌ جنجال‌های‌ ضددینی‌ و غیر علمی‌ قرار می‌دهند، فضای‌ فرهنگی‌ کشور را عقیم، غیرمولد و صرفا پر سرو صدا و کم‌ محتوا می‌سازند و این‌ نوسان‌ میان‌ افراط‌ و تفریط، هم‌چنان‌ ادامه‌ خواهد یافت‌ و مفاهیم‌ جدیدی‌ تولید نخواهد شد و ما هم‌ چنان‌ مصرف‌ کننده‌ فرهنگ‌ و تمدن‌ دیگران‌ باقی‌ مانده‌ و تحقیر خواهیم‌ شد.

اینک‌ فرصت‌ را مناسب‌ می‌دانیم‌ و از حضرتعالی‌ که‌ خود در این‌ قلمرو، فتح‌ باب‌ فرموده‌اید، می‌خواهیم‌ که‌ در این‌ زمینه، عملا نیز راهنمایی‌ و مساعدت‌ بفرمایید تا شاید با یک‌ بسیج‌ عمومی‌ و حمایت‌ نهادینه‌ از سوی‌ تصمیم‌گیران‌ فرهنگی‌ و متصدیان‌ محترم‌ حوزه‌ و دانشگاه‌ در جهت‌ ایجاد «کرسی‌های‌ آزاد علمی»، با حضور هیات‌های‌ منصفه‌ علمی‌ و تخصصی‌ و در محضر وجدان‌

عمومی‌ حوزه‌ و دانشگاه‌ شاهد «طرح‌ منطقی‌ ایده‌ها» رواج‌ بازار «نظریه‌پردازی‌ و نوآوری‌ روشمند» و نیز «مناظره‌های‌ علمی‌ و قانون‌مند و نتیجه‌ بخش‌ و فارغ‌ از غوغا سالاری» و «نهاد سازی‌ برای‌ اجابت‌ پرسش‌های‌ جدید» ودر نتیجه‌ «تولید نرم‌افزار علمی‌ و دینی» در حوزه‌ و دانشگاه‌ بیش‌ از قبل‌ باشیم. آرزو می‌کنیم‌ که‌ پاسخ‌ این‌ نامه‌ در آستانه‌ی‌ جشن‌ بیست‌ و چهارمین‌ سالگرد انقلاب‌ اسلامی، بشارتی‌ باشد که‌ به‌ جامعه‌ علمی‌ حوزه‌ و دانشگاه‌ داده‌ می‌شود.

بدیهی‌ است‌ که‌ در مورد چگونگی‌ اجرا چنین‌ طرحی، پیشنهادهای‌ عملی‌ نزد امضا کنندگان‌ این‌ متن‌ و سایر همفکران‌ در حوزه‌ و دانشگاه‌ وجود دارد که‌ نهادهای‌ مسوول‌ می‌توانند، پیگیری‌ کنند.

والامرالیکم‌

‌ ‌بسم‌ الله‌ الرحمن‌ الرحیم‌

فرزندان‌ و برادران‌ عزیز

با همه‌ مضمون‌ نامه‌ی‌ شما موافقم‌ و از شما و همفکرانتان‌ در حوزه‌ و دانشگاه‌ می‌خواهم‌ که‌ این‌ ایده‌ها را تا لحظه‌ی‌ عملی‌ شدن‌ و ثمر دادن، هر چند دراز مدت، تعقیب‌ کنید، نه‌ مایوس‌ و نه‌ شتابزده، اماباید این‌ راه‌ را که‌ راه‌ شکوفایی‌ و خلاقیت‌ است‌ به‌ هر قیمت‌ پیمود، این‌ انقلاب‌ باید بماند و برنامه‌ی‌ تاریخی‌ و جهانی‌ خویش‌ را به‌ بار نشاند و همین‌ که‌ این‌ عزم‌ و بیداری‌ و خودآگاهی‌ در نسل‌ دوم‌ حوزه‌ و دانشگاه‌ نیز بیدار شده‌ است‌ همین‌ که‌ این‌ نسل‌ از افراط‌ و تفریط، رنج‌ می‌برد و راه‌ ترقی‌ و تکامل‌ را نه‌ در «جمود و تحجر» و نه‌ در «خودباختگی‌ و تقلید»، بلکه‌ در نشاط‌ اجتهادی‌ وتولید فکر علمی‌ و دینی‌ می‌داند و می‌خواهد که‌ شجاعت‌ نظریه‌پردازی‌ ومناظره‌ در ضمن‌ وفاداری‌ به‌ اصول‌ و اخلاق‌ و منطق‌ در حوزه‌ و دانشگاه، بیدار شود و اراده‌ کرده‌ است‌ که‌ سوالات‌ و شبهات‌ را بی‌پاسخ‌ نگذارد، خود، فی‌ نفسه‌ یک‌ پیروزی‌ و دستاورد است‌ و باید آن‌ را گرامی‌ داشت‌ و آن‌ گاه‌ که‌ نخبگان‌ ما نقطه‌ی‌ تعادل‌ میان‌ «هرج‌ و مرج» و «دیکتاتوری» را شناسایی‌ و تثبیت‌ کنند، دوران‌ جدید آغاز شده‌ است. آری، نباید از «آزادی» ترسید و از «مناظره» گریخت‌ و «نقد و انتقاد» را به‌ کالای‌ قاچاق‌ و یا امری‌ تشریفاتی، تبدیل‌ کرد چنان‌ چه‌ نباید به‌ جای‌ مناظره، به‌ «جدال‌ و مرا»، گرفتار آمد و به‌ جای‌ آزادی، به‌ دام‌ هتاکی‌ و مسوولیت‌ گریزی‌ لغزید، آن‌ روز که‌ سهم‌ «آزادی»، سهم‌ «اخلاق» و سهم‌ «منطق»، همه‌ یکجا و در کنار یکدیگر ادا شود، آغاز روند خلاقیت‌ علمی‌ و تفکر بالنده‌ی‌ دینی‌ در این‌ جامعه‌ است‌ و کلید جنبش‌ «تولید نرم‌افزار علمی‌ و دینی» در کلیه‌ی‌ علوم‌ و معارف‌ دانشگاهی‌ و حوزوی‌ زده‌ شده‌ است. بی‌شک‌ آزادی‌خواهی‌ و ... ادامه در لینک

آدرس اینترنتی